تاريخ : سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ | 11:35 | نویسنده : وحید پیری زاده

 طراحی و ساخت آبشار های مصنوعی منازل ،

 

هتلها ، شرکتها و ... با نازلترین قیمت نمایندگی در

تمام نقاط کشور

 

در صورت نیاز با شماره تلفن های 09145819355 و 09142337815 



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۰ | 8:51 | نویسنده : وحید پیری زاده
سلام

 

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلامانع میباشد


خواننده عزیز امیدوارم رسم امانتداری را رعایت نماییم.

نظرات ارزشمندانه شما بنده رادر ادامه راه و بهبود کیفیت  وبلاگ مصمم ترخواهد نمود  

   لذا درآخرهر مطلب نظر بدهید را

 فراموش نفرمایید بی صبرانه منتظرم

         

لطفا در صورت باز نشدن عکسها روی هریک show PICTURE  نمایید

 

متشکر خواهم شد از اینکه آدرس وبلاگ راجهت مشارکت در اجر

 معنوی به دیگر عزیزان علاقمند معرفی نمایید


                                     

                  مدیریت وبلاگ



تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 16:31 | نویسنده : وحید پیری زاده

 

هفت گام تا آرامش روح


 1. یقین در باور

کسی که دچار تردید و شک است در باورهای دینی خود به مرحله «یقین» نرسیده است، دچار اضطراب می شود و نگران پیامدهای زندگی و عواقب کارهاست.

ایمان، امنیّت و آرامش می آورد و اگر قرآن کریم هم فرموده است که: «دل، آرام گیرد ز یاد خدای»،اشاره به نقش ایمان و اعتقاد به خدا و یاد آن محبوب و معبود، در ایجاد آرامش روحی است.


2 . نیایش در زندگی

موجودی «بی نهایت کوچک»، وقتی در برابر آفریدگارش که «بی نهایت بزرگ» است قرار می گیرد و خود را حتی کمتر از قطره ای در برابر اقیانوس و ذرّه ای در مقایسه با کهکشان ها می یابد، احساس کوچکی در برابر آن عظمت، او را به کرنش و نیایش وا می دارد و همه عظمت در همین احساس نیازمندی است.
آنچه این «هیچ» را به آن «همه» پیوند می دهد، «دعا»ست.
کتاب «نیایش» از آلکسیس کارْل، سراسر توجّه دادن به این وادیِ متروک و فراموش شده و بیان آثار دعا و نیایش است. حرف های زیبایی دارد؛ یکی هم این که: «نیایش، انسان ها را آن چنان رشد می دهد که جامه ای که وراثت و محیط به قامتشان دوخته است، برای شان کوتاه گردد. ملاقات پروردگار، آنها را از صلح و آرامش درون، لبریز می سازد، به طوری که شعشعه پرتو این صلح، از چهره شان نمودار است و آن را هرجا که روند، با خود می برند».
کم نیستند کسانی که دلهره، نگرانی، ترس، اضطراب و تشویش خاطرِ خود را در مواقع خوف و خطر و سختی ها و بحران ها، با «داروی دعا» درمان می کنند.

3 . پرهیز از خطا و گناه

اضطراب ها گاهی ریشه در عدول از راه فطرت و دین و قانون و خرد دارند ؛ یعنی ارتکابِ: جُرم، گناه و خطا. اینها فشار روحی می آورند؛ تازیانه عذاب وجدان و «نفس لوّامه»، آرامش و آسایش را می گیرد؛ بیم از دستگیری و کیفر و عذاب، اضطراب می آورد؛ ترس از رسوایی و بی آبرویی، همواره استرس آور (تنش زا) و نگران کننده است.
امّا... «آن را که حساب، پاک است، از محاسبه چه باک است؟».

راه درمان آن اضطراب، حرکت در بستر طاعت و اطاعت و دوری از حریم شکنی و گستاخی بر خدا و شرع و قانون است. وگرنه، یک مجرم و گنهکار، اگر هم از کیفر بگریزد، عذاب وجدان، آرامش را از او می گیرد.

4 . حفظ گوهر امید

یأس، شکننده ترین سنگ برای «جام زندگی» است و تباه کننده ترین عامل برای حیات روحی است.
به تعبیر امام علی(ع): «یأس، انسان ناامید را از پا در می آورد».
ایشان، در سخنی دیگر، نومیدی را بزرگ ترین بلا می شمارد.

کسی که دچار نومیدی می شود، از هستی ساقط می شود، انگیزه زندگی را از دست می دهد، نشاط و شادابیِ او رو به افول می رود و اضطراب و ناآرامی، بر روحش سایه می افکند؛ امّا امید، انگیزه آفرین است.

امیر مؤمنان(ع) فرموده است: «آرزو، رفیقی همدم است».
پس نباید این گوهر را از کف داد، که گم کردن آن، اضطراب آور و نگران کننده است. ناامیدی، روزنه های گشایش را به روی انسان و افق آینده او می بندد. باید با «امید»، این پنجره بسته را گشود.


5 . باور به درستیِ راه

برخی عمری در راهی پیش می روند و کارهایی می کنند، امّا همچنان در ژرفای جانشان تردید وجود دارد که آیا افکارشان صحیح و راه و روششان درست است؟ آیا مبنا و مرامی که دارند، حق است و آنان را به «مقصد» می رساند؟

این حالت، آشفتگی روحی می آورد. بصیرت در دین و باورداشتن به درستی راه، روح را آرامش می دهد و از دغدغه و نگرانی ها می رهاند.

وقتی به درستی افکار و راهتان باور دارید، بگذارید دیگران هرچه می خواهند بگویند، هو کنند، مسخره کنند، شما را ساده یا گمراه بشمارند. شما که خودتان می دانید چه گوهری در اختیار دارید ؛ پس از حرف و حدیث دیگران چه باک؟ نگران قضاوت دیگران نباشید.
مردی به امام حسین(ع) گفت: بیا بنشین تا با هم درباره دین، بحث و مناظره کنیم. حضرت فرمود: «فلانی! من بر دین خویش بصیرت دارم و بر حق بودنم برای من، کاملاً روشن است. تو اگر به دین خود، جاهل و ناآگاهی، برو و آن را بجوی...».

6 . کوشش برای ادای تکلیف

برای یک فرزانه متعّهد، مهم ترین دغدغه باید این باشد که به «وظیفه»، عمل کرده است، یا نه؟ اگر کوتاهی و ترک وظیفه داشته، باید نگران باشد و اگر به تکلیف خود در حدّ توان عمل کرده است، جای نگرانی و آشفتگی خاطر و اضطراب درونی نیست.

دست یافتن به آرامش روح، در سایه «وجدان کاری» و انجام دادن دقیق تعهّدات و پای بندی به قول و قرارها و شانه خالی نکردن از بار تکلیف و مسئولیت است. اگر در انجام دادن وظیفه خود، قصوری نداشته اید، چه جای نگرانی؟

7 . توکّل

در رخدادها، بخشی از امور و وظایف بر دوش ماست، و برخی دیگر را باید به مشیّت خدا و تدبیر او واگذار کرد. مهمّ آن است که ما در حدّ توان، کوتاهی نکنیم. بقیّه کار را به خدا بسپاریم. البته «اعتماد به نفس» نیز در رسیدن به ثبات شخصیت و آرامش روح و نجات از آشفتگی و اضطراب، مؤثّر است.

همه آنان که در زندگی به «توفیق»هایی رسیده اند، با روحیّه توکل و اعتماد به نفس و امید به یاری و امداد خدا گام برداشته اند و سایه نشین زحمات خویش شده، از بوستان همّت و اراده خود، گل چیده و ثمر برگرفته اند.



تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 16:29 | نویسنده : وحید پیری زاده

 دسته بندی دارایی های انسان

 

قبل از شروع بحث، با یه مثال شروع می کنم.

عدد ۴+ رو فرض کنید. هر چی عدد این عبارت بیشتر باشه، ارزش عدد هم بیشتر می شه.

مثلا ارزش عدد ۸۵۶۱۱+ از ۴+ خیلی بیشتره.

حالا عدد ۴- رو در نظر بگیرید. در این عدد (بر عکس ۴+) هر چی عددد عبارت بیشتر بشه،

نه تنها ارزش عبارت بیشتر نمی شه، بلکه کمتر هم می شه.

مثلا ارزش عدد ۸۵۶۱۱- از ۴- خیلی کمتره. با اینکه عدد ۸۵۶۱۱ خیلی بزرگ تر از ۴ هست

اما به خاطر علامت پشتش باعث می شه ارزشش کمتر بشه

حالا بریم سر موضوع اصلی. دارایی های انسان دو دسته هستن. یه دسته مثل عدد می دونن

و کم و زیاد دارن.

مثلا پول یه دارایی عددیه. شما به اندازه ی پولی که دارید، عدد پول تون هم بیشتره.

علم هم یه دارایی عددیه. هر چی علم بیشتری داشته باشید، عدد علم تون هم بیشتره.

اما بریم سراغ دسته دوم. این دسته مثل یه علامت پشت عدد دارایی های انسان هستن.

مثلا عقل و بصیرت یه علامته. این عقله که به طریقه استفاده از علم و پول جهت می بخشه.

با علم هم می شه جون یه انسان رو نجات داد، هم می شه بمب درست کرد و هزار تا آدم رو کشت.

می شه نتیجه گرفت که علم و پول و دارایی هایی مانند اینا، به خودی خود هیچ وقت بد نیستن.

بلکه می تونن خیلی هم مفید واقع بشن. این جهت استفاده از ایناست که اونا رو خوب یا بد می کنه.

عشق و دوست داشتن هم همینطوره. خود عشق یک احساس طبیعی در هر انسانه

و خیلی هم خوبه. اما این جهت عشقه که مهمه و عشق رو خوب یا بد می کنه.

یک نکته:

افزایش دارایی هایی مانند علم و پول خوبه. اما همیشه نگاهی به علامت

پشت دارایی هاتون داشته باشین!

برای اینکه بفهمین دارین درست حرکت می کنین یا نه، باید به ملاک ها

و شاخص ها توجه کنید.

امیدوارم همیشه علامتتون مثبت باشه!



تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 16:26 | نویسنده : وحید پیری زاده

 



تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 16:24 | نویسنده : وحید پیری زاده

ویژگی های جالب مردم ژاپن

 

۱- ادب

می‌توان گفت ژاپنی‌ها مودب‌ترین ملت دنیا هستند. چیزی که باید به آن دقت کنیم این است که مفهوم «ادب» در کشورهای مختلف متفاوت است. منظور از «ادب» در این مطلب به فلسفه آسیای شرقی از ‫کنفوسیوس، هارمونی اجتماعی، برمی‌گردد.

کنفوسیوس می‌گوید:

«دولت وجود دارد، وقتی که شاهزاده، شاهزاده است، وزیر وزیر است، وقتی پدر پدر است و وقتی پسر پسر است.»

به عبارت دیگر، هر فرد باتوجه به کسی که با او در ارتباط است، موقعیت اجتماعی متفاوتی دارد: بعنوان بچه در ارتباط با والدین و بزرگتران. بعنوان بزرگتر در ارتباط با خواهر و برادرها، دانش‌آموزان و دیگران.

آموزش هارمونی اجتماعی به خوبی در جامعه ژاپنی بهتر از هر کشور آسیای شرقی دیگر، حفظ شده است (کره نیز هارمونی اجتماعی بسیار قوی دارد اما کمی با ژاپن متفاوت است).

 

۲- وقت‌شناسی 

شکی نیست که ژاپنی‌ها وقت‌شناس‌ترین ملت دنیا هستند. (البته ممکن است بعضی از آنها اینطور نباشند، اما وقت‌شناس بودن یکی از هنجارهای بسیار قوی اجتماعی در ژاپن است). به قطارهای ژاپن نگاه کنید. ۵ دقیقه دیر رسیدن در ژاپن برای خیلی از ژاپنی‌ها مثل حکم اعدام دادن به آنهاست. اما در مالزی حتی اگر قطاری یک ساعت دیر برسد چیزی مثل حکم اعدام نخواهد بود.


۳- مهربانی

خیلی‌ها ژاپنی‌ها را بخاطر رفتار دوستانه، ملاحظه‌کار بودن و مهربان بودنشان تحسین می‌کنند. ژاپنی‌ها همیشه حواسشان قبل از خودشان به دیگران است و از همه مراقبت می‌کنند. حتی در دنیای آکادمیک فلسفه، طرز تفکر ژاپنی (جمع‌‌گرایی) درمقابل طرزفکر امریکایی (فردگرایی) قرار می‌گیرد.




۴- سخت‌کوشی 

ژاپن ازلحاظ طولانی بودن ساعات کاری در رده دوازدهم جهان قرار دارد. درواقع، اضافه‌کاری‌هایی هم در بین ژاپنی‌ها وجود دارد که در اسناد رسمی قید نمی‌شود. ژاپنی‌ها همیشه نماد سخت‌کوشی بوده‌اند.


۵- احترام

 
ژاپنی‌ها یک هنجار اجتماعی “内と外” (روابط داخلی و بیرونی) دارند. آنها سعی می‌کنند در برخورد با روابط بیرونی خود (غریبه‌ها) همیشه با احترام و ادب رفتار کنند. حتی در روابط داخلی (خواهر و برادرها و دوستان) باز با احترام رفتار می‌کنند.


۶- خجالت

 
ژاپنی‌ها گاهی اوقات افرادی خجالتی خوانده می‌شوند. این می‌تواند بخاطر فرهنگ «هارمونی اجتماعی» آنها باشد. البته ژاپنی‌های زیادی هم هستند که با غریبه‌ها خجالتی نیستند اما اکثریت آنها اینطور می‌باشند.


۷- هوش

 از دیدگاه غربی‌ها، آسیایی‌ها باهوش خوانده می‌شوند. بعنوان مثال، آنها در ریاضیات، زبان، بیزنس و امثال آن بسیار خوب هستند. یکی از دلایل باهوش خوانده شدن ژاپنی‌ها مهارت شنیداری آنهاست. ژاپنی‌ها قبل از اینکه حرف خودشان را بزنند، بسیار با دقت به حرف‌های دیگران گوش می‌دهند. فرایند گوش دادن باعث می‌شود حرف خودشان بسیار جامع‌تر و کامل‌تر باشد.


۸- کار گروهی (كار تيمي )

اولویت ژاپنی‌ها گروه است نه فرد. به عبارت دیگر، ژاپن نماد بسیار خوبی از جمع‌گرایی است که از جنبه‌های بسیاری با کشورهای فردگرا متفاوت است. 


۹- رسمی بودن

 
ژاپنی‌ها بخاطر هنجار هارمونی اجتماعی در روابط اجتماعی خود بسیار رسمی برخورد می‌کنند. فقط در روابط داخلی خود است که می‌توانند کمی غیررسمی باشند (اما در عین‌حال رفتاری توام با احترام دارند).


۱۰- پاکیزگی

 
دستشویی‌های ژاپن از هر کجای دیگر در دنیا تمیزتر است. به سختی می‌توانید تکه آشغالی کنار خیابان ببینید زیرا هیچکس در ژاپن زباله‌های خود را در خیابان نمی‌اندازد.


۱۱- بی علاقگی به قدرت و تمایل زیاد به خدمت

 
ژاپنی ها دغدغه رسیدن به قدرت ندارند و هیچگاه از قدرت برای رسیدن به منافع شخصی و کسب ثروت سوء استفاده نمی کنند و اگر احساس کنند پست و مقامی که به آنها داده شده است از عهده و توانایشان خارج است به سرعت استعفا داده و بخاطر قصور و اشتباهاتشان در کمال خضوع و خشوع عذر خواهی می کنند و هرگز تقصر را به گردن دیگران نمی اندازند و در جهت جبران اشتباهات خود تلاش می کنند و مسئولیت آن خطاها را بطور کامل می پذیرند. ژاپنی ها تمای سعی خود را می کنند تا کشورشان پیشرفته تر و توسعه یافته تر شود.

تحقیقات این مقاله نشان می‌دهد که مردم دنیا تصویر بسیار خوبی از ژاپنی‌ها دارند. در کنار صفاتی که در بالا عنوان شد، می‌توانیم به صفات «صادق» و «جدی» بودن نیز از خصوصیات ژاپنی‌ها اشاره کنیم.


شما ژاپنی‌ها را با چه خصوصیات دیگری می‌شناسید؟



تاريخ : چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ | 16:22 | نویسنده : وحید پیری زاده



تاريخ : سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ | 10:50 | نویسنده : وحید پیری زاده

۱-آیا میدانید که دانش آموزان ژاپنی به همراه معلمان خود هر روز مدرسه خود را به مدت 15 دقیقه تمیز میکنند ؟ که منجر می شود به ظهور نسل ژاپنی که فروتن و مشتاق

پاکیزگی است .

2-آیا میدانید هر شهروند ژاپنی که سگ دارد یک کیسه مخصوص مدفوع سگ با خود حمل میکند؟ بهداشت و اشتیاق به آن بخشی از اخلاق ژاپنی ها است.

3-آیا میدانید که کارگر بهداشت در ژاپن "مهندس بهداشتی" نامیده می شود و میتواند حقوقی بین 5000 تا 8000 دلار در ماه طلب کند و یک پاک کن موضوع امتحان کتبی و شفاهی است ؟

4-آیا می دانید که ژاپن هیچ منابع طبیعی ندارد و سالانه با صدها زلزله مواجه میشوند اما این جلوی آنها را برای تبدیل شدن به بزرگترین های اقتصاد جهان نگرفته ؟

5-آیا میدانید هیروشیما بعد از افتادن بمب اتم در آن شهر فقط ده سال طول کشید تا به آنچه جنب و جوش اقتصادی قبل از افتادن بمب اتم در آن شهر بود باز گردد ؟

6-آیا می دانید که ژاپن جلوگیری میکند از استفاده از تلفن همراه در قطارها، رستوران ها و اماکن سرپوشیده ؟

7-آیا میدانید دانش آموزان ژاپنی از سال اول تا ششم ابتدایی باید اصول اخلاقی در برخورد با مردم را بیاموزند ؟

8-آیا میدانید ژاپنی ها حتی اگر یکی از ثروتمندترین افراد جهان باشند باز هم هیچ خدمتکاری در خانه ندارند و پدر و مادر مسئول خانه و کودکان خود هستند ؟

9-آیا میدانید از سال اول تا سوم مقدماتی هیچ نوع امتحانی وجود ندارد ؟ چون هدف از آموزش و پروش القای مفاهیم و ساختن شخصیت است و نه امتحان و اجبار .

10-آیا میدانید اگر به یک رستوران در ژاپن بروید ، متوجه خواهید شد که مردم به اندازه ای که نیاز دارند غذا میخورند، بدون هیچ زباله و اصرافی

11-آیا میدانید که میزان تاخیر قطارها در ژاپن حدود 7 ثانیه در سال است ؟ آنها ارزش زمان را درک میکنند و در دقیقه و ثانیه وقت شناس هستند .

12-آیا میدانید کودکان در مدرسه بعد از یک وعده غذایی دندانهای خود را مسواک میزنند و تمیز میکنند ؟ آنها از سنین پایین به حفظ سلامتی خود اهمیت میدهند .

13-آیا میدانید دانش آموزان در ژاپن نیم ساعت طول میکشد تا وعده غذایی خود را تمام کنند به این دلیل که مطمئن شوند غذا به درستی هضم شده ؟ وقتی که درباره این نگرانی ها پرسیده میشود ، آنها میگویند که این دانش آموزان آینده ژاپن هستند !

فرستنده: آقای دکتر دهقانی



تاريخ : سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ | 10:47 | نویسنده : وحید پیری زاده

سبزی خوردن را از دست ندهيم..........

 

تا چندي پيش سبزي‌خوردن پاي ثابت اكثرسفره‌هاي ايراني بود. وقتي سفره پهن مي‌شد اولين چيزي كه در مركز سفره خودنمايي مي‌كرد، يك سبد پر از انواع سبزي‌هاي تازه به همراه پيازچه و تربچه‌نقلي قرمزرنگي بود كه همچون گل جلوه مي‌كرد؛ سبزي‌هايي كه اشتهاي افراد را برمي‌انگيخت و ميل به خوردن غذا را دوچندانمي‌كرد، اما حالا ديگر حضور اين سمبل شادابي و طراوت سفره كمرنگ شده است.................


تاريخ : سه شنبه دوم تیر ۱۳۹۴ | 10:45 | نویسنده : وحید پیری زاده

بسم الله الرحمن الرحیم 

رمضان شهر عشق و عرفان است
رمضان بحر فیض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن
گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است . . .

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر  تمامی مسلمانان جهان گرامی باد



تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 14:42 | نویسنده : وحید پیری زاده

 



تاريخ : سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ | 14:39 | نویسنده : وحید پیری زاده
alt

 

 

چه وقت باید احساس بزرگی کرد؟ 

 

هرگاه از خوشبختی کسانی که دوستمان ندارند، خوشحال شدیم. 

هرگاه برای تحقیر نشدن دیگران، از حق خود گذشتیم. 

هرگاه شادی را به کسانی که آن را از ما گرفته اند،هدیه دادیم. 

هرگاه خوبی ما به علت نشان دادن بدی دیگران نبود. 

هرگاه کمتر رنجیدیم و بیشتر بخشیدیم. 

هرگاه به بهانه ی عشق،از دوست داشتن دیگران غافل نشدیم. 

هرگاه اولین اندیشه ی ما برای رویارویی با دشمن،انتقام نبود. 

هرگاه دانستیم عزیزخدا نخواهیم شد،مگرزمانیکه وجودمان،آرام بخش دیگران باشد. 

هرگاه بالاترین لذت ما شاد کردن دیگران بود. 

هرگاه همه چیز بودیم و گفتیم هیچ چیز نیستیم. 

آری بزرگ بودن اسلوب دارد. 

هر کسی را بزرگ ننامیم وتلاش کنیم برای بزرگ شدن.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ | 14:26 | نویسنده : وحید پیری زاده
تاریخچه آئین چهارشنبه سوری در فرهنگ ایرانیان باستان 

 

http://i10.tinypic.com/2je90na.jpg

یکی از آئینهای سالانه و دیرینه ی ایرانیان جشن سوری، چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.

مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد که مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند. ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد و “سور” در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای “جشن”،”مهمانی“و “سرخ” آمده است.

جشن سور از زمان های بسیار دور در ایران مرسوم بوده است. قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه به ۳۰ روز بوده که هر کدام از این ۳۰ روز اسمی مشخص داشته است که بعد از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن اضافه شد. در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای کوبی با نام سور مرسوم بوده است. مختار برای کشتن یزید که در شهر کوفه که اکثر آنان ایرانی بوده اند از این فرصت استفاده کرده و در زمان همین جشن که مصادف با چهارشنبه بود یزید را قصاص نمود. بعد از گذشت چند سال بعد از ورود اسلام به ایران به آرامی جشن سور در ایران کم رنگ و به آخرین چهارشنبه سال محدود شد. جشن سور از مراسم اصیل ایرانی است و منشا خارجی ندارد. آتش از عناصر چهارگانه است و تنها عنصری است که آلوده نمی شود به همین منظور از گذشته های بسیار کهن تاکنون این آداب مرسوم بوده است.

با امید به چهارشنبه سوری زیبا، فرهنگ ساز و بدور از هر گونه خطر احتمالی

و با آرزوی عیدی سرشار از سرور، همراه با جشنی پر از نشاط و شادمانی

 

برای خواندن اس ام اس های مخصوص چهار شنبه سوری اینجا را کلیک کنید

تاریخچه کامل و دقیق و آداب و رسوم در دیگر شهر های کشور را در لینک زیر بخوانید


مراسم چهارشنبه سوری


آخرین سه شنبه ی آخر سال را شب چهار شنبه سوری می گویند. شبی است که امروزه فقط بوته افروزی آن مانده است. این کار را عصر سه شنبه ی آخر سال که آخرش چهارشنبه است انجام می دهند. بدین ترتیب که کوپه های هیزم را روی هم می گذارند خورشید که غروب کرد هیزم را در حیاط خانه یا در کوچه یا در میدان باز آتش می زنند.

ظهور آتش بازی :

آتش بازی در شب چهار شنبه سوری در زمان ناصرالدین شاه و به وسیله ی فرانسوی ها در ایران رواج پیدا کرد. در ابتدا فقط برای سرگرمی شاه این نمایش انجام می شد پس از آن مردم هم در این سرگرمی سهیم شدند و دستور نمایش آن در میدان توپ خانه صادر شد و مردم در آن جا به تماشای آتش بازی می ایستادند و کم کم به شکلی که امروزه اجرا می شود در آمد.


بوته افروزی :

در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت “گله” کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی را به هستی خود ببخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی می خوانند :

زردی من از تو ، سرخی تو از من

غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا

ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده



خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود “زردی من از تو ، سرخی تو از من “

در هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد.

گرد آوردن بوته، آتش زدن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت “زردی من از تو، سرخی تو از من” شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است. مراسم دیگری مانند کوزه شکنی، فال گوش نشینی، آش نذری پختن، آب پاشی، بخت گشائی دختران، دفع چشم زخمها، کندرو خوشبو، قاشق زنی، فال گرفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد.

مراسم کوزه شکنی :

مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی، کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: “درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه” و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.

فال گوش نشینی :

در شب چهار شنبه سوری فال گوش ایستادن و گوش کردن به حرف های رهگذران یک رسم است که سرنوشت ما در این شب تشکیل می شود البته می توانیم بگوییم که این یک اعتقاد است زیرا فال گوش َایستادن کار خوبی نیست. زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجت و آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.

قاشق زنی :

از کارهای شب چهار شنبه سوری قاشق زنی بود که زنان و مردان این کار را انجام می دادند. زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.

آش چهارشنبه سوری :

خانواده هایی که بیمار در خانه داشتند یا اینکه حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال “آش ابودردا” یا “آش بیمار” می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.

تقسیم آجیل چهارشنبه سوری :

زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام “آجیل چهارشنبه سوری” از یک دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.

ریشه ی فرهنگی چهارشنبه سوری :

بطور کلی فرهنگ مردم را باید در درون زندگی مردم و از لابلای باورهای مردم جستجو کرد، از آنجا که چهارشنبه سوری از آئین های دیرینه ی ایرانیان است جدای اینکه امروزه آنچه درشهرهای بزرگ ایران، به خصوص تهران در این شب انجام می گیرد بیشتر به جنگ و نزاع شبیه است تا سور و شادی! ولی میتوان با بازگشت به زمانی حدود بیست و چند سال پیش، دریافت که شب چهارشنبه ی آخر سال مراسم متنوعی داشت که در استانهای مختلف ایران مراسمی با اشکال گوناگون و با سبک های سنتی صورت می پذیرفت که اکنون نیز برخی از آن رسوم در بعضی از استانهای ایران برگزار می شود که در اینجا به برخی از آنها اشاره می شود :

:: استان آذربایجان شرقی

تبریزی ها در شب چهارشنبه سوری به روی هم آب یا گلاب می پاشند و معتقدند آب پاشیدن، زندگی را با سعادت قرین می کند. از دیگر رسوم ضروری این شب، فرستادن خُنچه از منزل داماد به منزل عروس است. در این خنچه معمولاً میوه، شیرینی، گلدانهای پرگل، ماهی و خلعت (پارچه) برای خانواده ی عروس و خود عروس گذارده می شود. دختران دم بخت تبریزی هنگام پریدن از روی آتش می خوانند:
“بختم آچیل چهارشنبه” یعنی: چهارشنبه! بختم را بازکن.



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ | 14:20 | نویسنده : وحید پیری زاده

 

   چهارشنبه سوری

آخرین چهارشنبه قبل از حلول سال جدید را چهارشنبه سوری می گویند، که البته شب آن، یعنی غروب سه شنبه مهم است نه خود چهار شنبه. جشن چهارشنبه سوری یکی از مراسم بسیار جذاب و مفرح ما ایرانیان به شمار می آید. این جشن در قبل از تهاجم اعراب در بین نیاکان ما به جشن سوری مرسوم بود. سور به معنی سرخ می باشد و چون این جشن با برپا کردن آتش همراه است به این نام مرسوم گردید. آتش در بین ما ایرانیان مظهر نابودی تاریکی و سیاهی است. این دو واژه همان پلیدی و اهریمن هستند و روشنایی آتش پاکیزگی، طراوت، زندگی و سلامتی، سازندگی و پیشرفت را به همراه دارد. همچنین با کمک آتش و نور که سمبل های خوبی هستند افراد امیدوارند که راه خود را در آخرین شبهای تاریک سال پیدا کنند و به روزهای آغازین بهار برسند.

مراسم شب چهارشنبه سوری بطور اجمالی

همه کار به این منظور است که در این شب خوشی بیاید و غم برود.

جالب ترین و مرسوم ترین مراسم این شب برپاکردن آتش با بته و خار در سر گذرها، بر سر بامها و یا در حیاط خانه ها می باشد. افراد شرکت کننده در کنار آتش جمع می شوند و همراه با رقص و آواز یک به یک از روی آتش می پرند و جمله  "سرخی تو از من،  زردی من از تو" را تکرار می کنند، به این معنی که سرخی و تازگی و روشنایی آتش از آن من و زردی و مریضی و بدی من نیز از آن آتش، تا در آتش بسوزد و پاک شود. وقتی آتش سوخته و تمام شد، اگر در خانه مراسم انجام شده باشد، خاکسترها را جاروب نموده و جمع می کنند و می دهند یک نفر از خانه بیرون ببرد. در این موقع همه اهل خانه جمع شده، می پرسند: "کجا می روی؟"، می گوید: "کوچه". میپرسند: "چی چی می بری؟" می گوید: "درد و بلای اهل خانه". این شخص با خاکسترها بیرون می رود و در را بروی او می بندند. پس از آنکه خاکسترها را بیرون ریخت بر می گردد و در می زند. اهل خانه با هم می پرسند: "کی هستی؟"، می گوید: "منم". می پرسند: "از کجا آمده ای؟"، می گوید: "از عروسی". می پرسند: "چی چی آوردی؟" می گوید: "تندرستی".

مقارن غروب قبل از تشریفات جهیدن از روی آتش و گاهی هم بعد از آن باید کوزه ای شکسته شود. این رسم به این شکل انجام می شد که در یک کوزه کمی زغال (نشان سیاه بختی) و اندکی نمک (نشان شوری چشم) و یک سکه کم ارزش می گذاشتند و بعد از کمی رقص و دست به دست گرداندن این کوزه، نفر آخر آن را سر بام می برد و از آن بالا به پایین می انداخت. کوزه ای که شکسته می شد باید کهنه ترین کوزه ها باشد زیرا آن کوزه حامل غمهاست. خلاصه چون می شکست اهل خانه یک صدا می پرسیدند: "چه بود شکستی؟"، می گفت: "قضا - بلا". می گویند: "توی آن چه بود؟"، جواب می دهد: "توی آن غم و غصه".

دیگر سنت این زمان فال گوش است. بعد از جستن از روی آتش و شکستن کوزه قضا و بلا، فال گوش ایستادن شروع می شود. بعضی عقیده دارند که اگر شب چهار شنبه سوری فال بگیرند فالشان درست در می آید. از این رو به ویژه در گذشته ها اگر کسانی می خواستند فال بگیرند، سر چهار راه به نحوی که کسی آنها را نبیند در تاریکی و یا دالان خانه رو به قبله می ایستادند و به گفت و گوی عابرین گوش می دادند. اگر عابرین سخنانی امید بخش در مورد عقد، عروسی، معامله ای سود دار، خبر خوشی که شنیده اند و یا مژده ای که داده اند، بیان می کردند، به فال نیک گرفته می شد و نوید آن بود که سالی نیکو و پر از شادی و سرور در پیش است و اگر بر عکس از اختلاف، نزاع، مرگ، ضرر، ناخوشی و خبر های ناگوار گفت و گو می شد نشان این بود که سال نو سال نیکویی برای فال گیرنده است. رهگذران هم چون می دانند شب چهارشنبه سوری است سر چهار راهها مواظب هستند حرفهای امید بخش بزنند. دربعضی اوقات نیز زنان کاسه ای را بر می داشتند و به خانه این و آن می رفتند و با پول یا فلز یا شئ به کاسه می زدند که صدای تصادم شئ و کاسه شنیده شود و صاحبخانه با خبر گردد و بیاید دم در. وقتی صاحبخانه می آمد و آنها را می دید حرفی رد و بدل نمی شد. اگر صاحبخانه می رفت و برایشان شیرینی و آجیل می آورد نشان خیر و برکت بود و اگر نه بر عکس.

این عقیده نیز وجود دارد که ارواح گذشتگان افراد، در این روز دوستان و یاران خود را نظاره می کنند. بسیاری از مردم خصوصاً بچه های خود را در لباسی مخفی می کنند و در حالیکه با قاشق به ظرفی می زنند به در خانه ها می روند و مردم برای رفع بلا چیزی به آنها مژدگانی می دهند، به این سنت " قاشق زنی" می گویند . مردم برای اینکه آرزوهایشان به حقیقت بپیوندند به آنها انواع غذاها می دهند، بعضی از این هدایای مردم عبارتند است: سوپ، آجیل، میوه، پسته، مغز بادام، فندق، انجیر و کشمش.

بعضی ها برای اینکه گره از کار فرو بسته آنها گشوده شود، گوشه دستمال یا چهار قد یا چادر یا پیراهن خود را گره می زدند و می رفتند سر گذر در یک جای خلوت در تاریکی می ایستادند اولین کسی که از آنجا عبور می کرد خواه زن باشد خواه مرد یا بچه گره را جلو او می بردند بی آنکه حرفی دیگر بزنند می گفتند: "گره از کارم باز کن"، به کسی که این پیشنهاد شده واجب بود که گره را باز کند و برود. این گره گشایی به وسیله قفل هم ممکن است. در آن صورت باید گفت "کار بسته ام را باز کن ".

برای اینکه کارها خوب شود و زندگی رونق گیرد و مخصوصاً دخترهای دم بخت سفید بخت شوند اعتقاد بر این بود که باید شب چهارشنبه سوری وقتی که هوا کاملاً تاریک شده رفت به دکان عطاری، که اگر دکان رو به قبله باشد بهتر است. آن وقت باید یک پول به عطار نشان داد و گفت: "کندروشا برای کار گشا". البته عطار از جایش حرکت می کند که کندروشا بدهد، همین که عطار رویش را برگرداند باید فرار کرد. بعد به همین ترتیب باید از دکان دیگر "خوشبو" بخواهند باز فرار کنند. بعد از دکان سوم که حتماً باید رو به قبله باشد باید اسپند و کندر بخرند و ببرند به خانه با تشریفات لازم دود کنند تا از چشم بد در امان باشند و کار بسته شان باز شود.

رسم دیگر این بود که باید هفت دانه پنجاه دیناری برداشت و از هفت دکان عطاری رو به قبله اسپند و کندر خرید و همه را مخلوط کرد و در یک کیسه ریخت و به دیوار رو به قبله آویزان کرد. شب، همین که تشریفات دیگر تمام شد موقع چراغ روشن کردن از آن اسپند یک مشت در آتش باید ریخت. این کار باید به دست بزرگترین خانمی که در خانه هست، از نظر سن، انجام گیرد. او باید بچه ها را یکی یکی از میان دود اسپند بگذراند. قبل از ریختن اسپند در آتش باید آنرا دور سر همه اهل خانه گردانده و این ورد را بخواند: "اسپند اسپند دانه اسپند سی و سه دانه بترکد چشم حسود بیگانه. همسایه دست راستی، همسایه دست چپی، همسایه روبرو، همسایه پشت سر ... "

زنان شیراز در سابق عقیده داشتند که در شب چهار شنبه سوری باید حتماً به سعدیه رفت و در آب سعدیه آب تنی کرد. پیر زنانِ با نشاط قدیمی شیراز، در شب چهارشنبه سوری بزک نموده و مجلس عیشی رو به راه می کردند. در این مجلس از ترانه های قدیمی خوانده می شد و دایره نیز می زدند و همه ابراز سرور می کردند.

پس از ختم این تشریفات اهل خانواده گرد هم جمع می شوند وبه خوردن آجیل مشکل گشا شامل هفت نوع خشکبار و شیرینی می پردازند و به شادی و تفنن مشغول می گردند.

در پایان نیز، پس از خوردن آجیل اهل خانه دور هم می نشینند و فال می گیرند. فال با حافظ یکی از فال های شب چهار شنبه سوری است ولی بهتر آن است که با "بولونی" فال گرفته شود. در همه خانه ها از این شیشه ها یا کوزه های دهان گشاد که بولونی نامیده می شود هست. زن ها و دختر ها و بچه ها جمع می شوند، یک بولونی وسط می گذارند همه کسانی که در فال گرفتن شرکت کرده اند یک چیزی در آن می اندازند. یکی شانه سرش را، یکی انگشترش را، یکی گوشواره اش را، یکی دست بند و غیره. آن وقت به عده فال گیرها کاغذ چهار گوش درست می کنند و در بولونی می اندازند. یکی از دو بچه کوچک، که در دو طرف میز می نشانند، اشیایی را که توی کوزه است و دیگری یکی از آن کاغذ ها را بیرون می آورد. چیزی که در کاغذ نوشته شده فال خوشبختی صاحب آن نشانی است



تاريخ : چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 20:21 | نویسنده : وحید پیری زاده
 سوتی های خیلی خیلی جالب و باحال جدید

 

http://jokebest.blogfa.com/category/18 عکس های خنده دار جدید

 ادامه مطلب را حتما" ببینید



تاريخ : پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ | 15:49 | نویسنده : وحید پیری زاده



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 10:0 | نویسنده : وحید پیری زاده

اختراعات کوچکی که مشکلاتی بزرگ را برطرف می کنند

 

با اینکه اختراعات, زندگی امروزمان را نسبت به نسل های گذشته بسیار آسان تر کرده اند ولی بشریت همیشه به دنبال آسایش بیشتر بوده و خواهد بود. در اینجا می خواهیم به تعدادی از اختراعات کوچک بپردازیم که گاهی مشکلات بسیار بزرگی را برای ما حل می کنند. اکثر این اختراعات هنوز یا به تولید انبوه نرسیده اند و یا وارد کشور ما نشده اند ولی مطمئنا برای همه ی ما کاربردی خواهند بود.


 

حتما تا به حال خوابیدن در ماشین را تجربه کرده اید و به احتمال زیاد هم اصلا دلنشین نبوده. خوابیدن بر روی صندلی ماشین هم باعث خشک شدن عضلات گردن و هم فشار به ستون فقرات می شود و در این زمان چه چیز بهتر از یک تشک بادی که بر روی صندلی های پشتی قرار می گیرد و پس از خوابیدن به راحتی می توانید باد آن را خالی کرده و در صندوق عقب ماشینتان بگذارید.

 

f2677c79-a0f2-4fec-99cf-72a4ea9513ac

 


این اختراع کوچک در کذشته استفاده ی بیشتری داشت و امروزه که بیشترین بخش بسته های چیپس را هوا تشکیل می دهد استفاده ی چندانی ندارد ولی خوب گاهی اوقات پیش می آید که چیپس ها و پفک های بزرگی را می خریم و مقدار زیادی از آن دست نخورده باقی می ماند, در این زمان به راحتی می توانید سر آن را بسته و در زمان دیگری مصرف کنید.

 

f2dc9d19-630c-43a1-be16-a63e8bfdb714

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 9:56 | نویسنده : وحید پیری زاده

 

تست سن مغز شما!

 

بر خلاف بقیه اعضای بدن که با هرچه بیشتر فعالیت کردن و کار کشیدن از آنها زودتر فرسوده شده و تحلیل می روند، مغز دنیای عجیبی ست که هرچه کمتر قسمت های مختلف آن را به کار بگیرند و یا از قابلیت های آن استفاده کنند زودتر تحلیل رفته و کم حجم تر می شود...این موضوع در مورد افرادی که سیگار و  مشروبات الکلی مصرف می کنند و یا به هر دلیل شب بیداریهای مداوم و تغذیه

نامناسب دارند و افکارشان به دور مسائل منفی و ناخوشایند بیشتر می گردد، زودتر اتفاق می­افتد...پس برای اینکه مغز شما دچار پیری زودرس نشود، آن را هر روز بیش از پیش به کار بگیرید و از تواناییهای ادراکی و حسی و محاسباتی و آنالیزی آن هرچه بیشتر استفاده کنید،

 

این تست ، یک تست رایانه ای برای تخمینی از سن شماست.

ابتدا روی لینک زیر کلیک کنید.

Click Here

بعد دکمه استارت رو بزنید.

جای اعداد را که چند لحظه نمایش داده می شود به خاطر بسپارید

و روی جای آن ها به ترتیب از کم به زیاد کلیک کنید!

بعد از چند مرحله، سن مغز شما با توجه به زمان عکس‌العمل

و درستی آن محاسبه و نمایش داده می شود



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 9:56 | نویسنده : وحید پیری زاده

57668

شاد باشید تا زنده باشید

 

فیلسوفی لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت:

وقتی نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید،پس چرا

بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه

ادامه میدهید…!؟؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید …

 

شاد باشید تا زنده باشید …‬

 

برگرفته از وب ادبیات



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 9:53 | نویسنده : وحید پیری زاده
شگفتی های چین

شگفتی های چین

 

برای مشاهده تصاویر بیشتر،ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 8:41 | نویسنده : وحید پیری زاده

درد من درد غم فصل و فراق یار نیست

درد من درد جدایی از وصال یار نیست

درد من ناباوری یار از عشق من است

آتش سوزان من در باور آن یار نیست



تاريخ : سه شنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۲ | 8:33 | نویسنده : وحید پیری زاده

تست هوش پیچیده  

 

تست هوش جدید

جای علامت سوال چه عددی می‌گذارید؟  

۵ = ۱

۲۵ = ۲  

۱۲۵  = ۳  

۶۲۵ = ۴  

؟ = ۵  

برای مشاهده جواب ادامه مطلب بروید...



ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۲ | 0:0 | نویسنده : وحید پیری زاده




تاريخ : پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ | 23:54 | نویسنده : وحید پیری زاده

سخن اندیشمندان بزرگ


هنگامی که دشمنت در حال اشتباه کردن است ، در کارش وقفه نینداز .

       (ناپلئون بناپارت)


هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی !

      (آلبرت انیشتین)


 همیشه دشمنانت را ببخش ، هیچ چیز بیش از این آنها را ناراحت نمیکند .

         (اسکار وایلد) 



تاريخ : شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ | 8:53 | نویسنده : وحید پیری زاده

میدونید این اقایی که نشسته توو مترو کیه؟


اگر موفق به شناسایی نشدید ذیلا ادامه مطلب را کلیک نمایید



ادامه مطلب

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ